به همین مفتی!

خرید بک لینک
انگشت های کوچک شیرینی میز مانده باشد از فرط عذابگاری کوچک غمگینی که گهواره ی خدایان بوداز فرط عذابپناه که بجوید و نیابد لقمه ی تسکینی در راه پله های منتهی به سطورکه الاغ هوش به همین مفتی!...

ما را در سایت به همین مفتی! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 165 تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 11:31

برای جیغ خویش کلاهی بباف از خاک کلاغ دیوانه تا روز متورم شود؟-عبری نمی داند همسایه ی منزنگ بزنید! به تناسب حال آنکه از شانه های خویش روزنی ست شایسته ی شکارطعمه ی کلمات به همین مفتی!...

ما را در سایت به همین مفتی! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 161 تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 11:31

کمتر فکر کن!به خانه ای رسیده ام که پنجره هاش اخمهای معصوم امامان استدست تکان می دهد آرواره ای از دودکش:ای خیال خاماز حالات من معده ای بگیرکه پای شکسته ی خدایان به نور زدو رشد دادکرمهای باریک از شک به همین مفتی!...

ما را در سایت به همین مفتی! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 178 تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 11:31

تو عادتم! زیر میخ تابوت ها به قبر مدورت لبخند می زنیچه پوچی پر مویی!و کاهلانه از مکتب باز میگردی وقتی افسر بی دندان الهی از لاشه های گوشت توتیزی های بستری در شب را سرنگ می کردتلفن میزدم من به فرداه به همین مفتی!...

ما را در سایت به همین مفتی! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 121 تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 11:31

مساله این نیستکه ثانیه اعتراف می کند به سلولدر توحش ما یک گرداب شاکر است!مساله اینشیرینی شارحان یا شرحه شرحه های آفتاب در شکهای طفل توستکه رویایم را میخارانددر آینهبه حضور عرفانی خود واقفمبا شیطنت ه به همین مفتی!...

ما را در سایت به همین مفتی! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 168 تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 11:31

ظاهرن حضور آن سربازنبوده بی تاثیراز شما ممنونم!نمی ترسید؟بلاهای از تو بلدتر رابه فکر بودم به هر ایده ای دقت کندقت کنچگونه می پاشد سر و صورت با ستون های سفید و و این تنهاتنها ترس برمیداردبزنم بیل؟ب به همین مفتی!...

ما را در سایت به همین مفتی! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 169 تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 11:31

و این تنهاتنهابرمی دارد از ترس با شبی که هنوز زاده امحرف می زنماز ستاره بگویم کلیشه است چاه بگویم ؟چاه های نرفته ی من از رفته ی منی کلیشه استمی دانیچگونه میکنم باز از فرقترسی که تو گزاشته ای از قرار به همین مفتی!...

ما را در سایت به همین مفتی! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 11:31

چاره ای نمانده گاندی نشود
بهتر بود اینطور می نوشتم:
چاله ای
بافنده ی خود
بیفتد که از دیوار چین
افتاده!
نشد.

سالها می توانم من
سال
خورده ی توانای تو باشم
توانای تو
سال است
سالهای شکفته ی لبدار
موضوع که برای شعر کم می آورم
چاه نیستم که من لعنتی
نشد.

از قرار معلوم
خوابیده است!
این کار زبانی
کنار میز آرایش هم که ننشیند زبانی
کرده تو را
- بی حیا.

چاره نمانده حیا شود
آن
آن ضمیر موبور لعنتی

به همین مفتی!...

ما را در سایت به همین مفتی! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 163 تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 11:31

برای من که خانه ام
سرریز می کند در سترون
گنگی از حضور
مانده خالی
یا همان آکواریوم های سرتاسر جهان

چه ربطی داشت؟

مشتاق آن دمم من
آن دم بارنده ی غولهای
نحیف از استخوان
چه آوراننده ی
نپخته ی
احمقی!

حماقت از یک کلمه
هر کلمه ای
که داشتت از دوست
به هوا خواست
گفت:
من طربم
طرب منم

نفهمیدیم
بعد از مرگ هم که
چهره های روم به دیوار است
که
او می شپنید*
شعور نم کشیده ی تو و من را را
و البته هم که نمی بخشی!

به همین مفتی!...

ما را در سایت به همین مفتی! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 190 تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 11:31

از درجات صفر نوشتار منی!
آنقدر زیباست این سطر که
که آنقدر این زیباست
که
ادامه اش نتوانم
نتوانم

تمام میشود این شعر
به همین مفتی.

به همین مفتی!...

ما را در سایت به همین مفتی! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 182 تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 11:31

صفحه بندی